۰۵ دی ۱۴۰۳

 

روایت مختصر از زندگی عالم عامل، سخنور شهیر و مجاهد خستگی نا پذیر، علامه حاج سید محمد مصباح، اولین امام جمعه بلخاب.

در سال 1305 هجری شمسی، در خطه‌ای که به عنوان عالم‌پرور و مجاهد‌محور بلخاب شناخته می‌شود، کودکی در یک خانواده متدین و علم‌دوست به دنیا آمد که پدرش او را سید محمد نامید. این کودک، به مرور زمان در دامان پرمهر والدین خود بزرگ شد و سپس در حوزه‌های علمی به تعلیم علوم و تذکیه نفس پرداخت. او به سرعت در جامعه به مقام و منزلت اجتماعی دست یافت و نزدیک به شصت سال از عمر شریف خود را به تلاش و مبارزه خستگی‌ناپذیر، جهاد و خطابه‌های نفس‌گیر اختصاص داد.

مصباح بزرگ، در آوان کودکی، تعلیمات ابتدایی را نزد پدر بزرگوارش، حجت‌الاسلام سید میرزاحسین مصباح، که خود از علمای مطرح منطقه بود، آغاز کرد. سپس در سال 1317 هجری شمسی، در مدرسه علمیه دهنه ترخوج، تحت نظر مرحوم آقای حاجی دهنه، ادامه تحصیل داد. پس از چندین سال تحصیل، عازم مدرسه علمیه سچک واقع در یکارلنگ بامیان شد و در نهایت در سال 1329 (برخی روایت‌ها سال 1327 را ذکر می‌کنند) برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس رفت و از اساتیدی چون فقیه سبزواری و ادیب نیشابوری بهره‌های علمی و اخلاقی فراوانی برد.

پس از چندین سال تلمذ در حوزه علمیه مشهد، برای تکمیل سطوح عالیه به حوزه علمیه قم رفت و از حضور علمای بزرگی چون شیخ محمدحسین وکیلی، آیت‌الله العظمی بروجرودی بهره‌مند شد. استعداد عالی و تفکر علم‌پروری این مرد، او را به بزرگ‌ترین مرکز علمی و فقهی آن عصر جهان شیعه، یعنی نجف اشرف، کشاند تا معارف عالیه علوم اسلامی و دروس خارج فقه و اصول را از محضر علمای طراز اول جهان اسلام، از جمله آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم، آیت‌الله کاشف الغطا و آیت‌الله صدر، فرا بگیرد.

آقای حاج سید محمد مصباح، سرانجام پس از سال‌ها تحصیل در مراکز علمی ایران و عراق، با الهام از آیه 122 سوره توبه، به سوی خدمت‌رسانی به مردم خویش بازگشت و در طول حدود نیم قرن به ترویج معارف دینی مشغول بود. در شرایط سختی که شیعیان در تقیه به سر می‌بردند و کمتر عالمی توان و جرأت بیان حق را داشت، ایشان به خوبی از حریم فقه امامیه حراست نمود و از هیچ فرصتی برای تبیین احکام اسلام و به‌ویژه مذهب امامیه غفلت نکرد. به عنوان نمونه، می‌توان به اقامه اولین نماز عیدین اشاره کرد که برای نخستین بار نماز عید فطر و قربان مطابق فقه امامیه در بلخاب توسط ایشان اقامه شد. در واقع، آقای مصباح عالمی وارسته بود که علم و عمل را به هم آمیخته، دانش را در خدمت پرهیزگاری قرار داد و تعهد و تجربه را وسیله خدمت‌رسانی قرار داد. فصاحت کلام و فن سخنوری او در خدمت ترویج و تبیین معارف الهی قرار گرفت و عمر شریف خود را صرف روشنگری جامعه‌ای کرد که در آن روزگار با جهل، تعصب و فقر دست و پنجه نرم می‌کرد.

ایشان دارای اوصاف و خصوصیات منحصر به فردی بود که او را از سایر علمای هم‌دوره‌اش متمایز می‌ساخت. علامه مصباح، در سخت‌ترین شرایط، از تبلیغ و امر به معروف دست نکشید و همیشه در حال مبارزه بود. در جهاد اکبر و مبارزه با نفس، از برتری‌طلبی و تکبر دوری می‌جست. فروتنی، راستی، ادب و اخلاق انسانی و اسلامی را در رفتار و گفتار خود عملی می‌کرد. ایشان اهل مناجات و مقید به اعمال ماه‌های رجب، شعبان و رمضان بود و انس عجیبی با دعاها داشت. پاکی سیرت و قداست روح در سیمای نورانی‌اش نمایان بود. تهجد و نماز شب ایشان جز در ایام بیماری هرگز تعطیل نشد و این توفیق الهی را از دوران طلبگی تا آخر عمر مداومت می‌نمود.

این عالم بزرگ، در عین ابهت و عظمت، بسیار حلیم، مهربان و با عاطفه بود، به ویژه با جوانان و کودکان و به‌خصوص با یتیمان که در حق آنان از سفارشات رسول خدا (ص) یاد می‌کرد. او سعی می‌نمود دست آن‌ها را در خفیفه بگیرد و توجه آنان را به تحصیل علوم و ارزش نیروی جوانی معطوف دارد.

علامه مصباح، علاوه بر حضور مستمر و مؤثر در سنگر دفاع از دین و مبارزه با نفس، در راه کسب رزق حلال و معیشت بی‌ملال نیز فردی نمونه و پیشگام بود. ثمره سال‌ها کشاورزی و دهقانی او، علاوه بر تأمین امور اقتصادی و معیشت زندگی، احداث باغستان‌هایی بود که شخصاً و مستقیماً برای غرس بیش از 14 هزار درخت مثمر و غیر مثمر عرق ریخت و از خود الگوی ماندگار و کم‌نظیری به جا گذاشت.

مصباح بزرگ، در سیاست و اجتماع و نیازهای جامعه اسلامی نیز نگاهی ژرف داشت. ایشان مقلد امام خمینی (ره) و از اولین علمایی بود که رساله امام را به افغانستان منتقل کرد و به عنوان وکیل و شاگرد امام خمینی از اندیشه‌های ایشان برای روشنگری و مبارزه با ستمگری بهره جست و از بیان سخن حق در نزد حاکم جائر ذره‌ای هراس ننمود.

سخنان شجاعانه و روشنگرانه ایشان در نوروز سال 1358 در حضور علاقه‌دار (حاکم بلخاب) و حاکمیت کمونیستی، پرده از اهداف شوم آن‌ها برداشت و بستر اجتماعی قیام 24 حمل همان سال را در بلخاب فراهم نمود. در نهایت، ایشان لباس جهاد به تن کرد و فرماندهی جبهات بلخاب را بر عهده گرفت و شخصاً در سنگر مبارزه علیه ارتش سرخ شوروی حضور داشت.

مرحوم علامه مصباح، به مقتضیات و شرایط زمانه آگاه بود. درد جامعه را درک می‌کرد و به تمدن و علوم روز بسیار علاقمند بود و به پیشرفت علمی و اقتصادی جامعه نیز می‌اندیشید. به همین اساس، در کنار تأسیس مساجد و حسینیه‌ها، در دهه چهل شمسی در تأسیس مکاتب عصری (مدارس)، به‌ویژه تأسیس مکتب مرکز بلخاب، تلاش‌ها و اقدامات مؤثری انجام داد. او با موافقت برخی از عالمان و متنفذانی که به شدت با علوم عصری و مکتب و مدرسه مخالف بودند، توانست موافقت آن‌ها را جلب کند و پس از تأیید حکومت محلی بلخاب، شخصاً به مرکز ولایت یعنی شبرغان سفر نمود و دستور کتبی والی جوزجان را به دست آورد. بدین ترتیب، در تأسیس اولین مکتب عصری در بلخاب، رسالت خویش را ادا نمود.

مصباح بزرگ در فن بیان و سخنوری استاد بود و در سبک روضه‌خوانی و مداحی نیز در افغانستان چهره‌ای بی‌نظیر به شمار می‌رفت. صدای دلنشین و حنجره فوق‌العاده‌ای داشت. در حقیقت، این عالم به معنای واقعی دل باخته اهل بیت (ع) بود و پاکی و گیرایی صدای او همه را مجذوب می‌کرد. تقریباً هیچ خطابه‌ای را بدون روضه به پایان نمی‌رساند. ایشان سبک جدید روضه‌خوانی را در زمان خود در بلخاب و شمال افغانستان به اوج رسانید و مایه الگو برای مداحان و روضه‌خوان‌های بعدی گردید.

مصباح بزرگ، در سال‌های آخر عمر شریف خود، به اذن مقام رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، نماز عبادی- سیاسی جمعه را در سال 1376 در بلخاب بنیان گذاشت و سال‌ها از این منبر، سخن دین و دنیای مردم را به زبان راند و از نصایح و مواعظ خویش مردمان آن دیار، به‌ویژه حاکمان را بهره‌مند نمود.

این عالم فرزانه یک مصلح دینی و اجتماعی بود، در نهایت با سپری نمودن 78 سال از عمر با برکت خویش در هشتم حوت 1382 چشم از جهان فرو بست و در آرامستان باغ بهشت قم (مقبره علما) در میان اشک و اندوه یاران به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

 از صفحه آپارات ما دیدن کنید https://www.aparat.com/mesbah100